X
تبلیغات
رایتل

آن شنیدستی که هنگام نبرد

لشکری کوچک سپاهی راچه کرد


یکطرف هفتادو دو خورشید ناب

آمده مولای خود رادر رکاب


هریکی ازدیگری آزاده تر 

بهر مردن یک زیک آماده تر


گفت باآنان حسین ای همرهان

ازشقاوت کس نماند در امان 


زنده ازمیدان نیاید کس برون

میشودفردا زمین همرنگ خون


هرکه میخواهدبه شب جان دربرد

وانکه ماند باید ازجان بگذرد


همرهان گفتند هیهات از فرار

مرگ بس بهتربودزین ننگ‌وعار


دررکابت جان خوداهدا کنیم

مرگ برماگرزجان پروا کنیم


پیش مامردن کنارت عزت است

مردن مارویش یک نهضت است


باتوبایدیک جهان. میامدند

شسته دست ازمال وجان میامدند


اندکیم وپشت تو خالی کنیم!

زنده چون مانیم خوشحالی کنیم!


باتومادرجنگ حق شرکت کنیم

وقت جان دادن مگر ترکت کنیم


ظهرعاشورا چه جنگی در گرفت

هریکی پرجم ازآن دیگر گرفت


یک به یک در خون خود غلطان شدند

یک‌به یک درآسمان مهمان شدند


این دلیران تا قیامت زنده اند 

چلچراغ روشن اینده اند






تاریخ : پنج‌شنبه 6 مهر 1396 | 11:34 | چاپ | نویسنده: salim | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آریس مت
  • وب تک درخت تعاون
  • وب داستان کوتاه
  • وب پی دی با