راسخم براین عقیده

 ،هرکه یزدان را گزیده

هم بوددنیابه کامش

هم شود افزون مقامش

من شنیدم جاهلی گفت 

گرکسی یزدان پذیرفت

این بود از بی سوادی

خط کشیده روی شادی

دائما در التهاب است 

در دلش بیم عقاب است 

میکشد دیوار حائل 

بین خود با انچه مایل 

این حلال و ان حرام است 

کار دنیا بی دوام است 

من نخواهم قید و زندان 

سرخوشم بی دین و ایمان 

گفتمش بخشش طلب کن 

سجده بر درگاه رب کن 

باخدا باش و ازاو خواه 

تا شوی مقبول درگاه 

بی خدایی گرچه سهل است 

بهترین برهان جهل است 

ادمی  ازجنس خاک است 

عاقبت روزی هلاک است 

در زمین این دار  فانی 

هرکه دریابد   معانی 

میشود اگه ز رازش 

اگه از راه  درازش 







تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1396 | 17:32 | چاپ | نویسنده: salim | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آریس مت
  • وب تک درخت تعاون
  • وب داستان کوتاه
  • وب پی دی با