X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری


مست شدم ازقدح پرشکرجام تو


ساده به دل بند زدم بی خبر از دام تو


رسم اسیری زسرم بانظرت یاد رفت


هرچه بناکرده بدم با نظری باد رفت


غربت دستان مرا دست عزیزی گرفت


خفته دل بی خبرم پاشده خیزی گرفت


نوبت خوشبختی دل قدرهمان لحظه بود


نو گل باغ هوسم یک علف هرزه بود


باز زدم بر دل خود باغم افزون نهیب


دست بکش از طلبت یار نباشد نصیب


در نظرم هرعلفی چون گل الاله بود


دل به نگاهی گذرا سخت و گران واله بود


هرعلفی بلبل مستی به جنون میکشد


عشق جنون را زتب سینه برون میکشد


عشق نگاری به دل چون من اگر پا نهاد


غرق شود ناشی اگر پای به دریا نهاد






تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | 03:51 | چاپ | نویسنده: salim | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آریس مت
  • وب تک درخت تعاون
  • وب داستان کوتاه
  • وب پی دی با