X
تبلیغات
رایتل


آگه از راهم چودیدم روزتنگ


چون سرم بشکسته ازتأثیر سنگ


ازجهالت گم شدم درمنجلاب


کردم امادر وجودم انقلاب


تاکه چشمم خوب وبدازهم شناخت


درتمییز ایندوازهم دیده باخت


هرچه ازخوبی بدید وحس نمود


بنده را ازدرک آن عاجز نمود


ارزش ومعیار دیگر گونه شد


ارزوها زین سبب وارونه شد


عقده وحسرت رهم را کج نمود


نفس من باذات پاکم لج نمود


چونکه گشتم همنشین با یار بد


من شدم الوده صد کار بد 


چون بدی یک لذت شیطانی است


لذت حاصل از انهم فانی است 


سیرت انسان سفید و روشن است


دشمن این روشنی من گفتن است


گرتو گفتی من بدان غافل شدی


هرمنی بیگانه تر با دل شدی


فارغ ازکبروغرور وکینه باش


صاف و صادق مثل یک ائینه باش


بشنو از عقلی که یزدان داده است


چون زهروابستگی ازاده است


خودتوانی عقل خود زایل کنی


جهل رابر عقل خود حایل کنی 


میرسی باعقل  سالم تا کمال


میشوی لبریز از جاه و جلال 


فال وتقدیر تو در دستان توست


گرکنی همت زمان از آن توست


هم  توانی از ملائک سر شوی


یاکه از حیوان و دد کمتر شوی






تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 22:09 | چاپ | نویسنده: salim | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آریس مت
  • وب تک درخت تعاون
  • وب داستان کوتاه
  • وب پی دی با